تبليغاتX
واگویه - آفت فراموشی

واگویه

واگویه هایی از آنچه در درونم فریاد می کشد

 

خبر فوری : سعید متین پور آزاد شد

 

 

نمی دانم چه حکمتی  است که ما گاهی در دفاع از حقوق بشر دچار فراموشی می شویم. هر چند وقت یکبار که وضعیت یکی از زندانیان سیاسی بغرنج  می شود یادمان می افتد و بعد از چند وقت این گرد نسیان سر تا پایمان را فرا می گیرد. نمونه واضحش همین سعید متین پور مظلوم! من که دیگر حساب روزهای زندان بودنش از دستم در رفته. نمی دانم چند وقت است که این مرد خستگی ناپذیر دور از خانواده و همسر مهربانش بدون هرگونه دلیل حقوقی در بازداشت است. ما که هیچ کاری از دستمان بر نمی آید لا اقل فراموششان نکنیم...

سعید متین پوربه یاد سعید متین پور :

 

نه بخاطر آفتاب
نه بخاطر حماسه
به خاطر سایه بام کوچکش
به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو
نه بخاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشمهای تو
نه بخاطر دیوارها
بخاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها
بخاطر نوزاد دشمنش شاید
نه بخاطر دنیا
به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائیست

بخاطر آرزوی یک لحظه من که پیش تو باشم
بخاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگ من
و لبهای بزرگ من بر گونه های بی گناه تو
بخاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
بخاطر شبنمی بر برگ
هنگامی که تو خفته ای
بخاطر یک لبخند
هنگامی که مرا در کنار خود ببینی
بخاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترین شبها،
تاریکترین شبها
بخاطر عروسکهای تو
نه بخاطر انسانهای بزرگ
بخاطر سنگ فرشی که مرا به تو می رساند
نه بخاطر شاهراه های دوردست
بخاطر ناودان، هنگامی که می بارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند

به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن می گویم."

بامداد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:20  توسط هشیوار  |