
"پس رسول رهایی زنان با خود گفت: هزارو دومین شب را چه کنم؟
هزارو دومین دختر این سرزمین را چگونه از چنگ چنین اهریمنی نجات دهم!؟
و باز ماند به روز و بخسبید و در خواب دید که در هزاره ای دیگر است ...
اکنون موسمی دیگر از هزاره من و شماست و
من تا رهایی تمام زنان زمین ، زنده می مانم و همچنان ترانه خواهم خواند..."
"سید علی صالحی "
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:11  توسط هشیوار
|
